‏نمایش پست‌ها با برچسب هم این جوری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب هم این جوری. نمایش همه پست‌ها

باز سال نو آمد و ما حالمان گرفته شد. ما تبعیدیان در سال دوبار با آمدن سال نو سخت پکر می شویم. یکی سال نو میلادی است و دیگری همین نوروز خجسته خودمان. کریسمس که فرا می رسد این جا پوشیده از برف است و شادی و بوی خوش درخت کاج و جنب و جوش مردم برای خرید هدیه ها. فضا سرشار اززنده گی می شود. هر چند ما به خاطر دل بچه هایمان کریسمس را حسابی جشن می گیریم اما غمبار هم شویم که چرا مردم ما حق شادی ندارند؟ چرا آن ها نمی توانند این گونه سرخوش زنده گی کنند؟ چرا ما در کنار عزیزانمان نیستیم و هزار پرسش بی پاسخ دیگر.

نوروز هم که می آید دوباره غمباد می گیریم که چرا ما در کاشانه خود و همراه با بستگان نمی توانیم به شادی بنشینیم؟ چرا مردم حق ندارند به جشن و سرور و پایکوبی بپردازند؟چرا بسیاری از مردم قدرت خرید سفره ی عیدشان را ندارند؟ فضای نوروز هم -  به جز این که هوا کمی جان می گیرد- برقرار نیست. درست روز عید که تمام آن خاطرات خوش دوران کودکی و نوجوانی به تو هجوم می آورند باید سرکار باشی. نه این جایی هستیم و نه آن جایی. برزخ دلتنگی است این روزهای سال نو.

در کشوری که انسان ها را با گناه یا بی گناه ( که مسئله این نیست) در روز روشن و جلوی چشم تماشاچیان روان پاک این گونه به شلاق می بندند، تصور دمکراسی و آزادی خیال خامی بیش نیست. به گفته حافظ عزیز دست ما کوتاه و خرما بر نخیل. مردمی که این توهین و تحقیر را بپذیرند و با شادی هم به تماشای آن بایستند، سزاوار آزادی نیستند.

 

سرمای اسلو بیداد می کند. نوامبر امسال سردترین نوامبر صد سال اخیر بوده. سیزده درجه زیر صفر، باد خشک و کمی برف. دلم لک زده است برای یه ذره کرسی، یه استکان چای داغ و اندکی از مهربانی های بیکران مادر. هوا بس ناجوانمردانه سرد است.

رئيس سازمان بسيج مستضعفين گفت: ايران امروز يك كشور استثنايي است كه سنگر‌هاي جهان و قلوب مردم جهان را فتح كرده است و بخش اعظم انرژي جهان زير پاي پيروان حضرت آيت الله خامنه اي ولي امر مسلمين و شاهرگ‌هاي حياتي دنيا در دست پيروان ولايت است.

و این پیروان همراه با چوپانشان پول این انرژی را غارت و در بانک های دبی و سویس ذخیره می کنند و هم زمان میلیونها ایرانی در زیر سایه چوپان معظم در فقر و سیه روزی مرده گی می کنند.

در کشوری که روزگاری زن خدایی دین رسمی آن بوده و امروزه نام زنان مبارزش جهان گیر است، دست پرورده های اسلام پناه این گونه فرهنگ ما را به نمایش می گذارند. دست دادن در ابتدایی ترین آداب بشری نشان احترام و دوستی است. این چه فرهنگ ضد بشریست که دست دادن را منع می کند؟

خامنه ای در روز سیزده آبان گفت : «جمعیت محدودی که پارسال می خواستند ۱۳ آبان را به لجن بکشند و با نماد ۱۳ آبان مقابله کنند…». غافل از این که سیزده آبان ملت ایران را وارد لجنزاری کرد که سی سال است دارد در آن دست و پا می زند.

در خبرها خواندم که جمهوری اسلامی می خواهد آموزش علوم انسانی را از دانشگاه ها حذف کند. این خبر و یا اخبار دیگری مربوط به حذف تمام مواد آموزشی غیر اسلامی از کتاب های درسی چیز تازه ای نیست. این ها سال هاست که دارند به گونه ای خزنده و موذیانه تمام آثار انسانی را از کتاب های درسی حذف می کنند و به جایش احادیث و روایات اسلامی را می چپانند. در حقیقت این حرکت از چنین حکومتی عادیست. علوم انسانی به در جامعه ای می خورد که مردم از حداقل زندگی انسانی بهره مند باشند. مردم ایران برای حکومت ابزاری بیش نیستند. امتی که باید گله وار از شبان خود که ولایت فقیه باشد اطاعت کنند و حرف های او را به عنوان فرامین الله آویزه گوش کنند.  امت نیازی به آزادی و زندگی انسانی ندارد. علوم انسانی جز این که امت را از راه به در برد و وادارشان کند که شورش کنند و برای آزادی به جنگند به چه درد می خورد. حکومتی که بر مبنای خرافات و احادیث و روایات اداره می شود نیازی به علوم انسانی ندارد. بحارالانوار علامه مجلسی برای هفت پشتش بس است.

نوشته های زیر نقل می شود از کتاب علامه بزرگ دین مبین اسلام مجلسی. برده داری یکی از ستون های محکم و استوار اسلام بوده که به وسیله همین برده های نگونبخت اهداف خود را پیش می برده اند. برای ابلهانی مثل دکتر علی شریعتی که اسلام را دین برده ستیز می نامیدند.

در حديث صحيح از حضرت امام محمد باقر عليه السلام منقول است كه هر كه بر غلامى يا كنيزى بقدر حدى از حدود الهى بزند، بى آنكه جرمى از او صادر شده باشد، كه به حسب شرع مستحق آن حد شده باشد، كفاره نيست گناه او را بغير از آزاد كردن او.
در حديث معتبر منقول است كه : از حضرت امام على نقى عليه السلام پرسيدند، كه بنده فرمان صاحبش نميبرد آيا حلال است زدن از؟ فرمود كه نه اگر موافق طبعت باشد نگاه دار و اگر نه بفروش يا رها كن .
در حديث معتبر از حضرت صادق منقول است كه : در تاءديب اطفال و غلامان و كنيزان پنج تازيانه يا شش تازيانه بيشتر مزنيد و آنرا برفق و هموارى بزنيد.
در حديث معتبر ديگر منقول است كه : زراره از آن حضرت سؤ ال كرد از زدن بنده فرمود كه هر چيز كه در دست او تلف شود بى تقصير او بر او چيزى نيست اما اگر دانسته نافرمانى تو كند مى توانى زد او را گفت چه مقدار بزنم او را فرمود، كه سه يا چهار يا پنج . 

از حضرت رسول صلّى اللّه عليه وآله وسلّم منقول است كه : بنده كه مؤ من باشد، چون هفت سال خدمت كند آزاد ميشود، بعد از آن خدمت فرمودن او حلال نيست و علما حمل كرده اند اين حديث را براينكه سنت مؤ كد است ، كه بعد از هفت سال آنرا آزاد كنند.

در حديث معتبر منقول است كه : روزى غلامى از حضرت صادق عليه السلام ناپيدا بود و حضرت او را ميطلبيدند، تا آنكه ديدند در جائى خوابيده است ، بر بالين او نشستند و او را باد ميزدند تا او بيدار شد، پس فرمودند كه تو رانيست كه شب و روز هر دو خواب كنى شب خواب كن و روز خدمت كن .

و بسیاری دیگز که مثنوی هفتاد من می شود…

احمدی نژاد دو روز پیش گفت که صهیونیست ها می خواهند مرا ترور کنند. امروز با انداختن نارنجکی در اطراف ماشین خودش به ترور خویشتن خویش دست زد. بازی خنده داریست. اما این بازی نتیجه اش برای مردم ایران سرکوب بیشتر و دستگیرهای گسترده تر خواهد بود.

با فشار سازمان حقوق بشر دولت نروژ سفیر ایران را به وزارت امور خارجه فراخواند تا درباره حکم اعدام سکینه محمدی و هم چنین پایمالی حقوق بشر در ایران به او تذکر بدهد. این که تذکرات دولت نروژ چه تاثیری در رفتار حکومت قلدرمآب ایران دارد، برای ما ایرانی ها مشخص است. هیچ !

روزی نیست که در روزنامه های نروژ خبری درباره کثافت کاری های حکومت استبداد نباشد. شرممان می آید بگوییم ایرانی هستیم.

کاریکاتور اخیر نیک آهنگ خشم سبزمقدس ها را برانگیخته، درست مثل کارتون هایی که آن همه جنجال در میان خرمقدس ها برپا کردند. به نظر من هر انسانی آزاد است که از هر ایده و عقیده ای انتقاد کند و آن را به زیر شلاق پرسش بگیرد. با پرسیدن و جستجو و کنجکاوی بوده که ما از غارنشینی تا به این جا رسیده ایم. هیچ چیزی وجود ندارد که مقدس باشد. تقدیس آغاز نادانی و پایان اندیشیدن است.کار نیک آهنگ بسیار زیبا و هشدار دهنده است، آن هم برای ملتی که هزار بار از یک جا گزیده شده : دیکتاتوری تقدس!

برخی تندیس ها را روز روشن از میادین و پارک های می دزدند تا تندیس های دیگری را جایگزین آن ها کنند. تاریخ را از کتاب های درسی حذف می کنند و تنها از تواریخی نام می برند که به سود ادامه حکومت است. فکر می کنید نمی شود حافظه نداشته یک ملت را نداشته تر کرد؟ 

اگه خواستی از شر مزاحمت نیروهای امنیتی گوگل خلاص شی. اگه دوست نداری گوگل اطلاعات خصوصی ات را دسته بندی کند و به هر کس و ناکسی بفروشد. اگه نخواستی آی.پی آدرس اینترنتی ات به دست ارواح و اجنه بیفتد و در یک کلمه در چهاردیواری خانه ات بدون مزاحم وارد شبکه شوی. برنامه GoogleSharing ویژه حضرت مستطاب فایرفاکس را نصب کن. مزایای این برنامه معظمه که شما را از شر ساندیس خوران می رهاند در اینجا آورده شده است.

بی شرمی را ببینید. چه ذوقی می کند از نابودی کشورش به دست اعراب مسلمان. تفو بر تو چرخ گردون تفو. آن وقت ملت تعجب می کند وقتی این حرامیان رنگ پرچم را عوض می کنند. مزدبگیری تاچه اندازه؟ این جانوران را چه مادرانی زاییده اند؟

این هم برای آدمایی که هنوز فکر می کنن اکبر شاه امیرکبیر ایرانه. آخه عقب مانده گی بدبختی تا کی؟ گویا این ملت ما باید شصت میلیون کشته دیگر بدهد تا فرق بین امیرکبیر و رفسنجانی را بفهمد.

این فیلم کشتار دانش جویان دانشگاه تهران را به همکارم نشان دادم و گفتم ما از دست این فلاکت گریخته ایم. برایش خیلی سنگین بود. برخی صحنه ها را نمی توانست ببیند. می گفت چگونه مردم تحمل می کنند که فرزندانشان را این جوری شکنجه می دهند. گفتم قصه ی پر غصه درازیست و فکر نمی کنم برای کسی که توی یه کشور آزاد به دنیا آمده و در عمرش کسی روش دست بلند نکرده قابل فهم باشه. نگاهی به من کرد و هیچی نگفت. مثل خودم لال شده بود.

این مرد بی شرم ترین انسان تا کنونی تاریخ است. مردم می گویند خفه شو دیکتاتور، او اما به پرت و پلا گفتن ادامه می دهد. البته این آقا اسهال حرف زدن دارد. به شکل مضحکی دارد از پشت تریبون خایه ملت را می مالد و در خیابان ها مثل فاشیست ها دستور کشتن می دهد. رو که رو نیست.

توئیتر هم به خاطر هم بستگی با مبارزات مردم ایران و برای آسان در دسترس بودن و ایفای نقش واقعی خود که همان پیامک رسانی کاربران است، به روز رسانی اش را به تعویق انداخت. این خبر در بسیاری از روزنامه های جهان بازتاب یافته بود.

بی.بی.سی مردم را دعوت می کند که برگردن خونه هاشون و نرن تو خیابون که خون و خونریزی میشه. نفرت بر شما که با زبان ما حرف می زنید، اما از پشت خنجر می زنید.

سیرک تمام شد. فیل و شیر و بز و گوسفند رقصان به قفس هایشان بازگشت داده شدند. اکروبات باز ها کمربندهای سبز را باز کردند و مردم گول خورده را مات و مبهوت تنها گذاشتند تا خوراک دزدها شوند. رئیس سیرک بازی را با موفقیت تمام شده اعلام کرد. این سیرک همیشه بوده و خیلی هم تکراری شده، اما تماشاچیان هنوز هم به دیدارش می روند. تقصیری ندارند. فکر می کنند می شود نمایش را کمی هیجانی تر کرد. این ها همه به کنار سیاهی و تباهی ماند و رو سیاهی آن به ایرانیان خارج کشور که وقتی این جا می آیند از دست رژیمی فرار کرده اند که آنها را شکنجه کرده و اگر می ماندند، اعدام هم می شده اند. اما حالا می روند به سفارت همان رژیم شکنجه گر و به او رای می دهند. واقعا با داشتن این گونه شهروندان محترم دگرگونی پیش می آید؟ خوش بختانه تعداد آن ها کمتر از چهار در صد ایرانیان خارج از کشور است. اگر چه اکثر آنها دم و دمبالچه های خود رژیم هستند که در همین جا هم سفره ابوالفضل اشان را پهن می کنند و از چاپلوسی و بادمجان دورقاب چینی برای ماموران امنیتی رژیم که همه سفیر و کاردار شده اند، دریغ نمی ورزند. برخی هم از هواداران کور و کر حزب توده و اکثریت هستند که به فرمان فرخ نگهدار و امیر ممبینی به طرف سفارت ها دویدند به عشق بوی کباب، غافل از این که دارند خر داغ می کنند. تف سر بالا به ریش خودشان و امت عزیز ایران. 


 

این جا | @