حکومت اسلامی به سرکوب مردم بی گناه ادامه می دهد. بسیاری از معترضین دستگیر و تعداد زیادی از مردم به شدت مجروح شده اند. خبر از کشته شدن دو نفر هم رسیده که هنوز بطور رسمی از سوی معترضین تایید نشده. ایرانیان تبعیدی که بهترین دوران زندگی اشان را در اثر ستم گری های این حکومت از دست داده اند، امروز باید به یاری هم میهنان عزیزمان که در زیر توپخانه دروغ و خیانت و سرکوب حکومت تنهایند،  برخیزیم. سکوت ما وحشی گری های بسیج و سپاه را افزایش و ولایت فقیه را گستاخ تر می کند. مردم ایستاده اند و خواهان حقوق شهروندی و آزادی هستند.   حمایت حمایت  ایرانی با غیرت !

بی.بی.سی مردم را دعوت می کند که برگردن خونه هاشون و نرن تو خیابون که خون و خونریزی میشه. نفرت بر شما که با زبان ما حرف می زنید، اما از پشت خنجر می زنید.

سیرک تمام شد. فیل و شیر و بز و گوسفند رقصان به قفس هایشان بازگشت داده شدند. اکروبات باز ها کمربندهای سبز را باز کردند و مردم گول خورده را مات و مبهوت تنها گذاشتند تا خوراک دزدها شوند. رئیس سیرک بازی را با موفقیت تمام شده اعلام کرد. این سیرک همیشه بوده و خیلی هم تکراری شده، اما تماشاچیان هنوز هم به دیدارش می روند. تقصیری ندارند. فکر می کنند می شود نمایش را کمی هیجانی تر کرد. این ها همه به کنار سیاهی و تباهی ماند و رو سیاهی آن به ایرانیان خارج کشور که وقتی این جا می آیند از دست رژیمی فرار کرده اند که آنها را شکنجه کرده و اگر می ماندند، اعدام هم می شده اند. اما حالا می روند به سفارت همان رژیم شکنجه گر و به او رای می دهند. واقعا با داشتن این گونه شهروندان محترم دگرگونی پیش می آید؟ خوش بختانه تعداد آن ها کمتر از چهار در صد ایرانیان خارج از کشور است. اگر چه اکثر آنها دم و دمبالچه های خود رژیم هستند که در همین جا هم سفره ابوالفضل اشان را پهن می کنند و از چاپلوسی و بادمجان دورقاب چینی برای ماموران امنیتی رژیم که همه سفیر و کاردار شده اند، دریغ نمی ورزند. برخی هم از هواداران کور و کر حزب توده و اکثریت هستند که به فرمان فرخ نگهدار و امیر ممبینی به طرف سفارت ها دویدند به عشق بوی کباب، غافل از این که دارند خر داغ می کنند. تف سر بالا به ریش خودشان و امت عزیز ایران. 

بازار انتخابات گرم است و مردم از این چند هفته برای نفس کشیدن حداکثر استفاده را می برند. رفتن مردم و به ویژه روشنفکران و جوانان در صف موسوی تنها و تنها برای رها شدن از حکومت استبدادی ولایت فقیه و ملیجک او احمدی نژاد است. رقص و پایکوبی جوانان و شعارهای آنها به هیچ وجه رنگ و بوی اسلامی و اصول گرایانه موسوی را ندارد. مردم از نظام اسلامی خسته و بیزارند و موسوی را بهانه ای قرار داده اند که بیزاری خودشان را اعلام کنند. با نگاهی به ویدیو های انتخاباتی و همایش های مردم در خیابان ها هر کسی که سال های نخست انقلاب را تجربه کرده باشد، می بیند که مردم بر خلاف حکومت که انقلاب را دزدید و آن را به گند کشاند، هنوز پس از سی سال بر خواسته های خود برای آزادی و دمکراسی پای می فشارند. زنان ایران بیش از هر زمان دیگری بیدار و هشیارند و خواسته های خود را فریاد می زنند. جوانان از سرکوب روزانه در خیابان و مدرسه و دانشگاه خسته شده اند و دگرگونی ریشه ای می طلبند. روشنفکران و هنرمندان از سانسور هر روزه آثار خود بیزارند. تنها سپاه و بسیج و آنانی که در این چند روز پرده از دزدی ها و غارت هایشان از ثروت های ملی برداشتند ادامه این حکومت را می طلبند. اشتباه مردم رفتن در صف موسوی است. من از همین جا قول می دهم که موسوی هم چون خاتمی بر فوران خشم مردم از قوانین عقب مانده اسلامی سرپوش خواهد نهاد و آن را خاموش خواهد کرد. گر چه این شعله ای است که خاموش نخواهد شد و به گفته سردار غارتگران هاشمی رفسنجانی اگر جلوی آن گرفته نشود نظام را بر باد خواهد داد. حکومت اسلامی خشم مردم را دیده و با تمام قوا می کوشد که این بیداری و خشم را به سوی صندوق های رای بکشاند و در آن جا بی اثرشان کند. چه موسوی انتخاب شود چه احمدی نژاد، بدون اجازه ولایت فقیه اجازه آب خوردن هم پیدا نمی کنند.

بازار انتخابات گرم است. سبز و آبی و سیاه و سفید و نارنجی و… جوانان خوش خیال را به جان هم انداخته اند. یکی موسوی چی شده و دیگری عبای کروبی را می کشد و برخی هم  سرگرم بوسه زدن بر دستان احمدی نژادند. فراموش کنندگان به داروی مخدر انتخابات خود را به خواب می زنند. پرسشی در کار نیست. کسی از خودش نمی پرسد که این جماعت چگونه یک شبه انقلابی دو آتشه شده اند و قرار است تمام قوانین مترقی جهان را در جوار مقام معظم رهبری به مرحله اجرا درآورند. پرسش گناه است. اگر هم کسی پیدا شد و پرسید صدایش را در گلو خفه می کنند. نادانی و جهل مرکب کی می خواهد گریبان ما را ول کند؟ شاملو راست می گفت که ملت ما حافظه تاریخی ندارد.


 

این جا | @